مدح و مناجات با حضرت علی اکبر علیهالسلام
الا که نور و صفـا آفـتاب از تو گرفت ستاره سرعت سِیْر و شتاب از تو گرفت به جلوههای جمال تو ماه خیره شدهست شکوه وحی در آئینهات ذخیره شدهست تو عطر گـلـشن یـاسین، شکـوفهٔ یاسی تو با پـیـامـبر عـشق، «اَشـبَـهُ الـنّاسی» نـگـاه گـرم تو بـاغ بـنـفـشـهکـاری بـود در آبـشار صدای تو، وحی جـاری بود کسی به جز تو کجا حُسنِ مهرپرور داشت ملاحتی که تو داری فقـط پیـمبر داشت الا که سروِ خرامـانتر از تو، باغ ندید کسی که روی تو را دید، درد و داغ ندید تو بـازتـاب سپـهـر چـهـار مـعـصومی تو سایـهپـرور مهـر چهـار معـصـومی تجـلـّیـات یـقـیـنـت بـه اوج مـیزد اوج امید در دل و جان تو موج میزد موج ظهور و جلوهٔ ایمان مطلق از تو خوش است ترنّم «اَوَلَسنا عَلَی الحَق» از تو خوش است همین که منطق تو منطق رسول خداست حساب حُسن تو از دیگران همیشه جداست بلاغت از سخنت میچکد، گلاب صفت و گرمی از نفست خـیزد، آفتاب صفت کسی به کوی وفا چون تو راست قامت نیست که قامتی که تو داری کم از قیامت نیست حسین محـو تـمـاشای راه رفـتن توست مرو که خون تماشائیان به گردن توست الا که گردش تو در مدار حقطلبیست تو زمزمی و جهان در کمال تشنهلبیست تـبـارک اللَّه از آن خـلـقـت پـیـمـبـروار که حسن خلق تو آئـینهٔ خصال نبیست بگـو جـمـال جـمـیـل تـو را نـگـاه کـنـد کسی که عاشق روی پیـمبر عربیست شجـاعـت تو عـلیگـونه بود روز نبـرد شهـامـت تو نشانِ نـماز نـیـمـهشبیست به عزّت تو و گـلهای کـربـلا سـوگـند که خال کنج لبت مُهر هاشمی نَسبیست «هزار مرتبه شُستم دهان به مشک و گلاب هـنوز نام تو بردن نـشان بیادبیست» قـسـم به آیـنـههـا نـور مـشـرقـیـنـی تـو سـفـیـر عـشق، عـلی اکـبـر حـسینی تو |